جاده ها میروند
و هر هواپیمایی که میبینم
یکبار نشد فکر کنم
مرغان دریایی مال این خاکند
ابرها
مال این دریا...
فقط میدانم
زغالها
درختان این سرزمینند
گاو حسن چجوره؟اتل متل توتوله
گاو ِ دیگه خوش ِ پس،مشنگ ِ، لول ِ لول ِ
حسن کجاس ؟ تو لاک ِ، تو فکر مرگ و خاک ِ
نوشته تو کتاباش، که خنده مال غو ل ِ
دلش یه کاس خونه ،براش یه قبرِ خونه
شده یه کرم خاکی ، که بی هدف می لول ِ
تو گوشه گوشه مغزش ، پر از کمین و مین ِ
حسن چجوری زندس، با رو ح پر گلوله؟
بهش میگن حسن جون ،یه وقت نترسی از جنگ
که بچه های دنیا ، میگن حسن سوسول ِ
هنوز با (ه ِ) یه حوله، گناه ُ مینویسه
ولی همش تو فکرِ، که توبه هاش قبول ِ؟
پاهاش همیشه خستس ، دویدنش محال ِ
همیشه از خرافه ، رو کولش ِ یه کوله
تا که میاد بخون ِ ، توی حموم ِ خونه
باباش میگه با فریاد، آهای حسن فوضوله
بیار صدات ُ پایین ، بذار میخوایم بخوابیم
که حالا وقت لالاس ، نه قوقولی قوقوله
صدای زنگ خونس،کلاس درس تمومه
حسن هنوز کلافه، تو هضم فکر بول ِ
او را یافتم
با کفشهایی خاکی
دیگر از آسمان
فقط باران میخواهم
چه حقيرم
كه دنيايم
به تلاطم سوسك سرگيني نيست
چشم كه باز كنم
شب قطبي ذوب ميشود
سنگي تيپا خورده
پسابهاي جاري كف يك كوچه
ديگر هر چيزي ميتواند رهبر من باشد
بجز
زندگان مدفون جمجمه ها